• تاریخ : ۹ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : مذهبی

امام حسین(ع) :من باید خونم ریخته شود...به گفته خبرنگار گروه فرهنگی خبرنامه پرتال مذهبی مهر نور، حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در بخشی از سخنان خود با موضوع “شیوه قیام امام حسین(علیه‌السلام)، که در تاریخ ۰۶/۰۷/۹۶ پخش شد گفت:…” امام حسین ۱۲۵ روز در مکه ماند. چه کار داشت؟ گروه‌ها که مکه می‌آمدند، چون ذی الحجه مردم به مکه می‌آمدند. گفت: معاویه مرد! یزید به حکومت رسید. فرماندارش در مدینه خواست از من بیعت بگیرد. در اتاق مرا ترور کند. من به کعبه پناه بردم. در این ۱۲۵ روزی که در مکه بود با سخنرانی مردم مکه را آماده باش می‌داد. این مهارت هست. نگفته می‌رود، ولوله می‌اندازد. ۱۲۵ روز در مکه می‌ماند، در مکه ولوله می‌اندازد. هشتم ذی الحجه دوشب به عید قربان هست. عید قربان و قبل از عید قربان همه حاجی‌ها باید مکه باشند. از دو شب به عید قربان باید همه مکه باشند. همه که جمع شدند ایشان رفت. منتهی چطور رفت؟ مهارت را ببینید. ۱- روز رفت. اگر امام حسین شب می‌رفت، هیچکس نمی‌فهمید. ۲- سوار شد، اگر کسی پیاده برود نمی‌فهمند. ۳- کاروان راه انداخت. زن و بچه‌اش را هم…

خوب گوش بدهید. شب می‌رفت کسی نمی‌فهمید. پیاده می‌رفت کسی نمی‌فهمید. تنهایی می‌رفت کسی نمی‌فهمید. اینها همه مهارت انقلاب هست. از وسط جمعیت رفت. باز ممکن بود سوار اسب شود و با خانواده‌اش از پشت برود، از وسط کمربندی برود. نه از وسط جمعیت رفت. تا می‌گفتند: حسین جان، شب عید قربان هست. حاجی‌ها دارند می‌آیند، تو چرا می‌روی؟ می‌گوید: مگر خبر نداری؟ تروریست‌های یزید می‌خواهند مرا در مکه بکشند. شما از کجا آمدی؟ از بیرجند آمدی؟ از حبشه آمدی؟ از کجا آمدی؟ سلام مرا به مردم برسان، بگو: یزید لیاقت ندارد. من بیعت نمی‌کنم. در مدینه تحت تعقیب بودم، اینجا تحت تعقیب هستم در مکه، من دارم کربلا می‌روم. همه حاجی‌ها مثل کپسول خالی که می‌روند پر می‌کنند، پر شدند. هر کپسولی در کشور خودش برگشت.

حاج آقا زیارت قبول، چه خبر! می‌گوید: خبری نیست. شب عید قربان که همه مکه آمدند، امام حسین از مکه رفت. گفتیم: چرا می‌روی؟ گفت: تأمین جانی ندارم. جانم در خطر هست! گفت: من با یزید بیعت نمی‌کنم. سلام شما را رساند و فرمود: من حسین هستم! بیعت نمی‌کنم شما هم بیعت نکنید. این خیلی مهارت می‌خواهد…..

 

……چه عقیده‌ای قبول کنیم؟ حرف چه کسی را گوش بدهیم؟ این حرکتی که… این خودش بزرگترین معروف هست. امام حسین فرمود: من برای امر به معروف و نهی از منکر کربلا می‌روم.

منکر چیست؟ حکومت یزید منکر هست. منکر این نیست که آدم تذکر بدهد خانم اینطور باش. آقا اینطور باش. تذکرات زبانی یک چیز ساده هست. امام حسین گفت: نه، من باید خونم ریخته شود و زن و بچه‌ام اسیر شوند تا این شهدا و سرهای شهدا وسخنرانی اسرا مردم را از خواب بیدار کند، مردم که از خواب بیدار شدند یک انفجاری می‌شود و بنی امیه سرنگون می‌شود. این مسأله مهمی هست.

چه حرفی را… گاهی یک حرف در یک زمانی معروف هست، همین حرف در جای دیگر منکر هست. ممکن هست یک مرجع پیرمردی اگر یک حرفی را بزند برای او معروف باشد. همان حرف را من طلبه بزنم برای من منکر هست. معروف شناسی، منکر شناسی، مهارت شناسی، خیلی باید دقت کنیم که انشاءالله…

حدیث داریم اگر کسی به کسی مهارتی را یاد بدهد، موجودات زمین و آسمان برایش استغفار می‌کنند. حدیثش این هست. امام صادق فرمود: «معلم الخِیر» اگر یک مهارتی، حرفه‌ای، هنری به کسی یاد بدهی، «معلم‏ الخير تستغفر له دواب الارض و حيتان البحر و كل صغيرة و كبيرة في أرض الله و سمائه‏» (بحار الانوار، ج ۲، ص ۱۷) چهارپایان زمین، جنبندگان زمین، ماهی دریاها، هر کوچک و بزرگی چه در آسمان، چه در زمین، برای این آقایی که مهارت آموزی می‌‌کند استغفار می‌کند. خیلی مهم هست. هنرت را یاد دیگران بده. امیرالمؤمنین فرمود: «يَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ» ای تجار! «الْفِقْهَ‏ ثُمَ‏ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ‏ ثُمَ‏ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ‏ ثُمَ‏ الْمَتْجَر» (كافي، ج ۵، ص ۱۵۰) یعنی اول یاد بگیرید تجارت کنید و بعد تجارت کنید. اول باسواد شوید، بعد تجارت کنید.”

 

انتهای پیام/

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما