• تاریخ : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : مذهبی

حسینا! مقتدای من! به شرایط وصیت اجداد طاهرینت وفا نمودی، آنچه از اطاعت را ملزم دانستی ادا کردی، به مسئولیت‌های امامت قیام نمودی، در صبر و مجاهدت همانند مقام نبوت قدم برداشتی، بر عدل و داد و انصاف و قضاوت مصمم بودی،….

«دکتر هادی ابراهیمی»، استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده فلسفه رسانه در یادداشتی که در اختیار مهر نور گذاشته، نوشته هست:

عاشورا و تاسوعای حسینی هم گذشت؛ فارغ از اینکه کُلُّ یَومٍ عاشورا وَ کُلُّ اَرضٍ کَربَلا. مگر نه این هست که شیعه دل در گرو «زیارت جامعه کبیره» و «زیارت عاشورا» دارد؟ اقیانوسی موّاج از معارف الهی و مضامین عالی در معرفی مقام ائمه علیهم السلام و سالار شهیدان حسین بن علی علیه السلام. آنجایی که علاوه بر آثار سازنده فردی و اجتماعی و بیان مواضع فکری و عقیدتی، خط انحراف را نشانه گرفته هست، پس به رغم برخی از ادعاها با عاشورا می‌توان امکان زیست دینی را در دوره مدرن تجربه کرد و این خط بطلانی هست بر ادعای روشنفکران خودباخته.

هرچند مشکل ما با مدرنیته و پست مدرنیته در حوزه‌های معرفتی هست؛ چون اساس آن بر عقلانیت خودبنیاد هست، جریاناتی که دین را مربوط به دوره پیشامدرن می‌داند، در سده‌های اخیر فتحعلی آخوندزاده‌ها و آقاخان کرمانی‌ها در بستر روشنفکری غیردینی بر مراسم عزاداری و سوگواری شیعیان تاخته‌اند و حرمت نگه نداشتند، امروز هم عده‌ای با تحریف مدرن، بنا دارند این حقیقت قدسی و اقدام ملکوتی را همان مفاهیم اصلاحی مورد پیشنهاد لیبرال دموکراسی معرفی کنند، فارغ از اینکه به تعبیر حجت الاسلام میرباقری پیشنهاد لیبرال دموکراسی اصلاح ساختار سیاسی بر محور اومانیسم و انسان‌مداری هست که عاشورا هرگز بر آن شکل نگرفته هست، اما حقیر در این مقال درصدد تبیین، تحلیل و بررسی این عناوین و موضوعات نیستم؛

در این گفتار ناقص با این قلم ناتوان می‌خواهم با بیانی ساده به دور از بازی با الفاظ و کلمات، شمه‌ای از فضایل و مناقب این حاملان عرش الهی را که باید آنها را مصدّقات پیامبران دانست بازگو کنم؛ اگر بخواهیم در عمق دریای احدیّت و در عرض اقیانوس وحدانیت حق تعالی وارد شویم و در فضای واسعه رحمتش درآییم و در چهره‌مان آثار درخشنده مقام تقرّب نمایان شود؛ چاره‌ای نداریم که به اهل بیت علیهم السلام پناه ببریم، به آنانیکه مقام رسالت دارند و معدن رحمتند، چراغ تاریکی ها، پناهگاه مردم، رهبران امت‌ها، معدن حکمت الهی و ذریه رسول الله هستند؟ راستی! اگر آن صادقان برگزیده، امامان راشد و مقربان متقی شفاعت ما را نکنند، بر ما چه خواهد گذشت؟ نمی دانم با این فراز از دعای ابوحمزه ثمالی چه کنم؟! حتماً دوستان آن را در مناسبت-ها قرائت کرده¬اند، پس بگذارید حقیر هم با شما آن را مرور کنم: …فَمَالِی لا اَبکی. اَبکی لِخُروجِ نَفسی، اَبکی لِظُلمَة قَبری، اَبکی لِضیقِ لَحَدی… خداوندا پس چرا گریه نکنم؟! گریه می کنم بر جان دادنم، گریه می کنم بر تاریکی قبرم، گریه می کنم بر تنگی لحدم، گریه می‌کنم به سوال نکیر و منکر، گریه می کنم به بیرون آمدنم از قبرم، برهنه و ذلیل با بار سنگین اعمال بر پشتم …

آری حسینا، مولای من ! بر ما رحم کن آن هنگام که در بستر مرگ افتاده ایم، اقوام و آشنایان و دوستان جنازه مان را حرکت می دهند، پس شفیع ما باش هنگامی که خویشان اطراف جنازه را گرفته و حمل می کنند ، شفاعت کن ما را هنگامی که تک و تنها در قبر به باری تعالی نزدیک می شویم، رحم فرما! به غربتمان در آن سرای جدید، اگر لغزش هایمان نادیده گرفته نشود به چه کسی پناه ببریم؟ اینجاست ! که باید گفت: اهل بیت علیهم السلام و مولایمان حسین شاهدان در دار فانی و شفیعان در دار بقا هستند، یعنی هر که به آنان تمسک جست و پناه آورد ایمنی یافت و آنکه با آنان مخالفت و دشمنی کرد در جهنم جای گرفت، پس این درخواست شفاعت ما در همه ی احوالات و امور زندگی بدون حکمت نیست؛ اگر همه ی امور را به اهل بیت علیهم السلام واگذار می کنیم، در برابر آن ها تسلیم هستیم و رأی خود را تابع آن و برای یاری حرم آل الله در زمره مدافعان حرم اعلام آمادگی می کنیم، چرا؟ که می خواهیم با آن ها محشور شویم، در رجعت آن ها باقی بمانیم، در دولت آن هاست که سیادت پیدا می کنیم و در عافیتشان مشرف می شویم تا شاید فردا اگر لایق باشیم چشمانمان به دیدارشان روشن شود.

حسینا! مقتدای من! به شرایط وصیت اجداد طاهرینت وفا نمودی، آنچه از اطاعت را ملزم دانستی ادا کردی، به مسئولیت های امامت قیام نمودی، در صبر و مجاهدت همانند مقام نبوت قدم برداشتی، بر عدل و داد و انصاف و قضاوت مصمم بودی، حجت ها را بر امت با دلیل های صادقانه تمام کردی، زبان شریعت را با حکمتی رسا و موعظه ی نیکو به درگاه خدای متعال به جای آوردی، ماموریت یافتی تا مفاسد را اصلاح کنی، معاند را در هم شکنی و سنت را زنده نمایی، بدعت ها را نابود کنی، اما ما امروز در کدام اردوگاه قرار داریم؟ و این پرسشی هست که باید به آن پاسخ دهیم. مولای من! قلم حقیر از ذکر مصائب شما عاجز هست،

چاره‌ای نداریم در این تندباد حوادث سهمگین و فتنه آلود روزگار گرد زیارتگاه های شما بگردیم، مشی و سیره شما را مرور کنیم و اگر لایق باشیم ارواح مقدسه‌ی شما را تسلی دهیم و بر این مصیبت های بزرگی که به آستان مقدس شما رسیده و دل‌های شیعیان را جریحه دار و جگرهای آنان را مجروح کرده و در سینه هاشان غصه و اندوه کاشته هست بر سر و سینه بزنیم چرا که به تعبیر امام عظیم الشأن انقلاب اسلامی ما ملت گریه سیاسی هستیم. خداوندا تو شاهد باش که ما با دوستان و یاران گذشته حسین بن علی علیه السلام در ریختن خون پیمان شکنان و تجاوزگران و از دین بیرون رفتگان شریک هستیم در کربلای حسینی با نیت ها و دل هایمان پس اگر لایق باشیم.

ما را با سکولاریسم سیاسی کاری نیست، چرا که حسین اَسیرُ الکُرَبات و قَتیلُ العَبَرات هست ، او میراث دار پیامبران بود، اگر حسین را کلمه تقوا، نشانه هدایت ، رشته محکم و حجت بر اهل دنیا خطاب نکنیم؟ پس چه باید بگوییم؟ مگر نه این هست که ما به محسن حججی ها، بلباسی ها، تقوی ها، زارعی ها و مرادی ها به مثابه حسین علیه السلام و رجعتش ایمان داریم! بدون تردید عاقبت اعمال ما و قلوب همه سوگواران حسینی تسلیم مقام سیدالشهداء هست، پس سلام دهیم: برحضرت ابوالفضل العباس، علی اکبر، حر بن یزید ریاحی، زهیر بن قین، حبیب فرزند محرم، مسلم فرزند عوسجه، عبدالله فرزند عمیر، نافع فرزند هلال، جون غلام ابوذر غفاری، بر حنظله فرزند سعد شیبانی، بر عابس فرزند شیب شاکری، بر حسان فرزند حارث، بر زهیر فرزند سیار … و امروز بر باکری ها ، حاج همت ها، زین الدین ها ، همدانی ها، طهرانی مقدم ها، کاظمی ها، بروجردی ها، طوسی ها، ابوعمارها و حاج حسین بصیرها …

برادرم ! ما حسین بن علی را حبیب و سفیر خدا، خزانه دار کتاب مسطور، وارث تورات و انجیل و زبور، کشتی نجات، استوانه دین، کهف حصین، مخزن علم و موضع سرّ خدا میدانیم پس از خدا بخواهیم به برکت این اشک ریختن ها، سینه زدن ها و عزاداری ها هم به ما بصیرت دهد و هم رزقمان را به حقش پربرکت، زندگیمان را پایدار و عزاداری هایمان را مقبول و ما را در زمره یاران حسین بن علی علیه السلام و امام خامنه ای عزیز در عصر حاضر قرار دهد.

پس سلام بر حسین و سلام بر ارواحی که در آستانش آرمیدند و در جوارش اقامت نمودند و پایان سخن اینکه یا ولی الله الاعظم حضرت بقیة الله ! ما نیک می دانیم حجت و مشیّت، قدرت و برهان، حرکت و قوت مختص توست، تویی هادی مهدی، قیام کننده برای رهبری، راضی و پسندیده، صابر و کوشا، پس خدایا یقین را از ما به واسطه طولانی شدن غیبتش سلب نکن، قلوب‌مان را از ریا پاک کن و عشق و ارادتمان به آن حضرت را در مفصلهایمان جاری فرما و توفیقمان ده تا همراه آن امام منتظر هادی از آل محمد از خون خواهان باشیم.

انتهای پیام

  • تاریخ : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : مذهبی

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید رضا صادقی پاییز جاری

موزیک بسیار زیبا و شنیدنی از خواننده رضا صادقی با عنوان  پاییز جاری همراه با تکست

تنظیم: محمدرضا رهنما / آهنگسازی : رضا صادقی / شعر : میثم یوسفی

Download New Song By : Reza Sadeghi | Paeize Jari WithText And Direct Links In UpMusic

jarii دانلود آهنگ جدید رضا صادقی پاییز جاری

متن آهنگ پاییز جاری رضا صادقی

یه آهنگ غمگین شبا پخش می‌شه
سونات نبودت تو پائیز جاری
بازم قرص هامو فراموش کردم
که تجویز کردی واسه بی‌قراریم
فراموش کردم، قراره نباشی
فراموش کردم، فراموشیا رو
شبیه سلام تو شاید شنیدم
خداحافظی‌های تو گوشیا رو
فراموش کردم قراره بمیرم
فراموش کردم قراره بمیرم
که بعد از تو جز مرگ چیزی نمونده
یه جوری تمام جهانم سیاهه

♪♪♫♫♪♪♯ شعر : میثم یوسفی ♪♪♫♫♪♪♯

که شاید جز این رنگ چیزی نمونده
فراموش کردم قراره بمیرم
که بعد از تو جز مرگ چیزی نمونده
یه جوری تمام جهانم سیاهه
که شاید جز این رنگ چیزی نمونده

♪♪♫♫♪♪♯ آخرین آهنگ رضا صادقی ♪♪♫♫♪♪♯

قوی نیستم، وقتی از دست می‌دم
قوی نیستم، عشق اصلاً قوی نیست
کسی که تو تنهایی‌هاش پیله بسته
غزل گفته از تو ولی منزوی نیست
قوی نیستم، وقتی از دست می‌دم
قوی نیستم، عشق اصلاً قوی نیست
کسی که تو تنهایی‌هاش پیله بسته
غزل گفته از تو ولی منزوی نیست
عشق اصلاً قوی نیست
نترسیدم اما سرم اومد آخر
تو دیدارِ اول تو رو جا گذاشتم
مثل یوسفی که زُلیخا نداره
خودم رو تو قصر تو تنها گذاشتم
یه آهنگ غمگین شبا پخش می‌شه
سنات نبودت تو پائیز جاری
تموم میشم امشب تو رویایی از تو
تموم میشم امشب تو چشم انتظاری

 

قوی نیستم، وقتی از دست می‌دم
قوی نیستم، عشق اصلاً قوی نیست
کسی که تو تنهایی‌هاش پیله بسته
غزل گفته از تو ولی منزوی نیست
قوی نیستم، وقتی از دست می‌دم
قوی نیستم، عشق اصلاً قوی نیست
کسی که تو تنهایی‌هاش پیله بسته
غزل گفته از تو ولی منزوی نیست
عشق اصلاً قوی نیست

رضا صادقی پاییز جاری

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید رضا صادقی پاییز جاری

  • تاریخ : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : مذهبی

حجت‌الاسلام والمسلمین خسروی گفت: علاوه‌بر ٢٨٠٠ فعال قرآنی، ۱۵۰۰ فعال قرآنی دیگر بیمه می‌شوند.

به گفته مهر نور، به نقل از معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در جلسه‌ای که در روز دوشنبه (١٧ مهرماه) در محل معاونت قرآن و عترت و با حضور حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی خسروی مدیرکل برنامه‌ریزی آموزش و توسعه مشارکت‌ها و معاونت صندوق هنر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد، صندوق اعتباری هنر نسبت به بیمه ۱۵۰۰ فعال قرآنی باقیمانده سهمیه معاونت قرآن و عترت اعلام آمادگی کرد.

خسروی ضمن اشاره به اینکه تا کنون در مراحل مختلف ٢٢٥٤، ١١٣٤ و ٤٩١ فعال قرآنی بیمه شده شده‌اند افزود: پیش از این در تفاهم نامه‌ای که میان معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صندوق اعتباری هنر موظف به بیمه فعالان قرآنی و اعطای تسهیلات با نرخ بهره پایین گردید.

وی در ادامه با بیان اینکه افرادی که تا کنون تحت پوشش بیمه قرار نگرفته‌اند، به دلیل نقص عضویت در صندوق بوده هست، طی دوماه اخیر حدود ٢٨٠٠ فعال قرآنی تحت پوشش بیمه قرار گرفته‌اند و تا آخر پاییز ١٥٠٠ نفر به صندوق اعتباری هنر معرفی خواهند شد.

«خسروی» در خاتمه بیمه فعالان قرآنی توسط صندوق اعتباری هنر را نشانه توجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به آنها دانست و اعلام کرد: توجه به فعالان قرآنی و فراهم سازی امکانات برای آنها و اینکه توسط صندوق اعتباری هنر بین قشر هنرمند، روزنامه نگار و … تحت پوشش بیمه قرار می‌گیرند این امر کمک بزرگی به فعالان قرآنی که عمر و جوانی خود را در راه گذرانده‌اند و تامین آینده آنان خواهد بود.

انتهای پیام

  • تاریخ : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

عکس های مهراوه شریفی نیا در جشنواره ماربیا اسپانیا

در ادامه این مطلب از فارسی ها جدیدترین عکس های مهراوه شریفی نیا در جشنواره ماربیا اسپانیا را مشاهده می کنید .

مهراوه شریفی نیا بازیگر سینما و تلویزیون ایران در جشنواره ماربیا اسپانیا نامزد جایزه بهترین بازیگر زن شد .

فیلم سینمایی پرسه در حوالی من یکی از آثار جشنواره ماربیا می باشد .

مهراوه شریفی نیا در این فیلم به ایفای نقش پرداخت و خوش درخشید .

البته جایزه این بخش به میشل کالینز بازیگر فیلم جاده سیاه رسید .

در ادامه شما عزیزان را به دیدن عکس های جدید مهراوه شریفی نیا دعوت می کنیم .

عکس های مهراوه شریفی نیا در جشنواره ماربیا اسپانیا 1 عکس های مهراوه شریفی نیا در جشنواره ماربیا اسپانیا

مهراوه شریفی نیا در جشنواره ماربیا اسپانیا

عکس های مهراوه شریفی نیا در جشنواره ماربیا اسپانیا 2 عکس های مهراوه شریفی نیا در جشنواره ماربیا اسپانیا

مهراوه شریفی نیا

عکس های مهراوه شریفی نیا در جشنواره ماربیا اسپانیا 3 عکس های مهراوه شریفی نیا در جشنواره ماربیا اسپانیا

همچنین در فارسی ها مشاهده کنید : عکس علیشان Alişan خواننده معروف ترکیه ای در تهران

نوشته عکس های مهراوه شریفی نیا در جشنواره ماربیا اسپانیا اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

دلیل حضور نداشتن محسن یگانه در مراسم تشییع حامد هاکان

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها با گزارشی از دلیل حضور نداشتن محسن یگانه در مراسم تشییع حامد هاکان در خدمت شما عزیزان هستیم .

دلیل حضور نداشتن محسن یگانه در مراسم تشییع حامد هاکان دلیل حضور نداشتن محسن یگانه در مراسم تشییع حامد هاکان

دلیل حضور نداشتن محسن یگانه در مراسم تشییع حامد هاکان

به گزارش فارسی ها مراسم تشییع پیکر زنده حامد هاکان خواننده جوان پاپ کشورمان روز جمعه بدون حضور حتی یک هنرمند از اهالی موسیقی برگزار شد .

این رفتار هنرمندان با انتقادهایی از سمت مردم مواجه شد .

مدیر برنامه های محسن یگانه درباره حضور نداشتن این خواننده در مراسم تشییع حامد هاکان توضیح داد .

مدیر برنامه محسن یگانه درباره غیبت او در مراسم تشییع حامد هاکان موسیقیدان ایرانی گفت :

ایشان باکو بود و نمی توانست به مراسم این عزیز برود .

از سر مرده پرستی روزی هزار بار زنده ها را می کشیم .

همچنین در فارسی ها بخوانید : زمان پخش فصل ۳ سریال شهرزاد اعلام شد

نوشته دلیل حضور نداشتن محسن یگانه در مراسم تشییع حامد هاکان اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : مذهبی

به گفته پرتال مذهبی مهر نور ، همزمان با شهادت جانسوز امام حسین(ع) و ۷۲ تن از یاران باوفای ایشان، حجت‌الاسلام استاد حسین انصاریان، محقق، مفسر و پژوهشگر قرآنی در دهه دوم ماه محرم در بقعه شیخ نوایی شهرستان خوی سخنرانی می‌کند.

 

مشروح این سخنان را در ادامه می‌ خوانیم؛

اهل اندیشه، اهل فکر و تعقل، از هزاران‌ سال قبل در مقام یک کار بسیار عظیمی برخاستند و اعتقادشان این بود که اگر این کار درست انجام بگیرد، تمام درهای خیر به روی انسان باز می‌شود؛ گفت: چنانچه این کار درست انجام نگیرد، انسان تقریباً از همه فیوضات الهیه محروم می‌ماند. این کار هم عبارت بود از: خودشناختن و پاسخ‌دادن به این سؤال که من کیستم؟!

 

خود من در این‌زمینه مطالعه کرده‌ام، به این مطلب بسیار جالب برخورد کرده‌ام که هزاران ‌سال پیش، انسان در این کره زمین در مقام شناخت خودش بوده هست و پاسخ‌دادن به این پرسش که من کیستم؟! البته سؤالات دیگر هم به‌دنبال آن رخ نشان داد: از کجا هستم؟ به کجا آمده‌ام؟ برای چه آمده‌ام؟ به کجا خواهم رفت؟ پاسخ این سؤالات ساده نیست، چون گستره پاسخ این سؤالات از مبدأ تا اعماق معاد را می‌گیرد

 

هیچ مکتبی مانند اسلام، انسان را به خودشناسی دعوت نکرده هست

 

یکی از مواردی که در همین‌زمینه به آن برخورد کرده‌ام، این بود که چندهزار سال قبل در این کشور یونان، معبدی و به قول ما مسجدی را برای عبادت ساختند. این معبد را بر چه پایه فکری-اعتقادی ساخته‌اند، ننوشته‌اند و فقط نوشته‌اند که یک معبد پرجاذبه‌ای را از نظر ساختمانی ساخته‌اند و یک سنگ بزرگ صافی را به‌صورت مایل بر سردرِ این معبد نصب کرده‌اند. روی سنگ حدود سی‌سانت، چهل‌سانت به‌طرف پایین بود و پشت آن را هم پر کرده بودند که بماند؛ به شکلی جاسازی کرده بودند که هرکسی می‌خواهد وارد این معبد بشود، سنگ را از بیست قدمی، سی قدمی تا جلو ببیند و با خط درشت بر روی سنگ نوشته بودند: خود را بشناس، یعنی همه علم و همه دانش و همه حقیقت و همه مایه فکر را در این جمله ریخته بودند.

 

هزاران سال به این سؤال که من کیستم، حالا بیا خودت را بشناس، پاسخ داده‌اند، حرف زده‌اند و نوشته‌اند؛ تا اینکه به ظهور اسلام نوبت رسید، بنده مطالب قرآن و روایات را با نوشته‌های چندهزار سال قبل از اسلام -که البته به‌طور خلاصه در کتاب‌ها آمده- مقایسه کرده‌ام و دیدم که هیچ مدرسه‌ای، هیچ مکتبی و هیچ انسانی، اولاً این سؤالِ «کیستم» را مثل اسلام جواب نداده و مانند اسلام نیز «خود را بشناس» را شرح نداده هست.

 

علتش هم این هست که علوم گذشتگان دراین‌زمینه با همه احترامی که باید به عالمان و به زحماتشان گذاشت و چوب‌انداز ردّشان نکرد، علوم زمینی هست؛ اگرچه خیلی زحمت کشیده‌اند، ولی خالق انسان نبوده‌اند که بفهمند انسان کیست و راه خودشناسی‌اش چیست! آن که انسان را آفریده و ظاهر و باطنش را می‌داند، او این سؤال را پاسخ داده که کیستی و با پاسخ به این سؤالِ کیستی، کاملاً خودشناسی را تعریف کرده هست. این داستانْ داستانی هست و دریایی از معارف هست.

 

برادران و خواهران! تحقیقات دانشمندان درباره انسان -که نود درصد آن تحقیقات رونمایی هست و نه باطنی- نشان می‌دهد و این را ثبت کرده‌اند و نوشته‌اند، انسان به‌تنهایی موضوع هفت‌میلیون مسئله هست. این چیزی هست که تا حالا به‌دست‌ آمده و آینده‌ آن را نمی‌دانم. مهم‌ترین دانشمند فرانسوی‌الاصل که بَرنده جایزه نوبل بوده، آن‌وقت‌هایی که جایزه را به حق و درست می‌دادند و تقلب در این جایزه نیامده بود، دزدی نیامده بود، سرقت روز روشن و رابطه نیامده بود.

 

مردی مُرده بود و ثروتش را وقف کرده بود که هر سال در یک رشته‌ای به مهم‌ترین دانشمند آن رشته، این مقدار دلار بدهید. اسم آن جایزه نوبل هست، چون اسم وقف‌کننده ثروت نوبل بوده هست. وقف خیلی زیبایی هست، خیلی عالی هست که آدم پولش را در راه رشد علم و دانش به جریان بیندازد، البته اگر بعد از مُردن خود آدم هزینه درست شود.

 

این برنده جایزه نوبل که من کاملاً او را می‌شناسم، مُرده هست. او آدم باانصافی بود، آدم بااخلاقی بود، آدم باتربیتی بود؛ اگرچه مسیحی بود، ولی از دانش فراوانی برخوردار بود. دو کتاب او خیلی معروف هست که در اغلب کشورهای جهان هم ترجمه شده هست، یکی از آثار این برنده جایزه نوبل؛ راه و رسم زندگی هست که کتاب بسیار خوبی هست و می‌گوید من با این تفکراتم، با این اندیشه‌ام، با این علمم، راهی را که تمدن امروز برای زندگی(این یک خارجی هست و ما آخوندها نگفته‌ایم که برگردید بگویید شوخی نکن! این یک دانشمند معروف و قابل‌قبول هست) به روی بشر باز کرده هست، مسلماً پایانش نابودی و سقوط و جهنم هست. این را آخوندهای قم و شهرهای ما نگفته‌اند، بلکه این را یک استاد برجسته گفته و کتاب آن هم حاضر هست. کراراً در این کتاب راه و رسم زندگی از تمدن نالیده و حرفش هم این هست که تمدن الآن به دست یک‌مُشت حیوان وحشیِ بی‌رحم به‌نام دولت‌های قُلدر و زورگو و طاغی و پَست هست و این راه نمی‌تواند انسان را به سعادت، به خیر، به کمال و به رشد برساند.

 

این‌جور کتاب‌ها را که می‌خوانم، ایمانم به قرآن، به پیغمبر و به ائمه طاهرین اضافه می‌شود. تازه من معنی این آیه را در قرآن کریم فهمیده‌ام که پروردگار عالم درباره شما مردم مؤمن می‌گوید: «وَ زِدْناهُمْ هُدیً»، یقین شما‌، هدایت شما، رشد شما و ایمان شما را اضافه می‌کنم. شما مؤمن هستید، ثابت‌قدم هم هستید، ولی اضافه می‌کنم. خدا با همین حرف‌ها ایمان انسان را اضافه می‌کند! وقتی می‌بیند یک دانشمندِ مشهورِ مسیحیِ خارجیِ بی‌خبر از اسلام می‌گوید جاده ترسیم‌شده برای زندگی از قرن هجدهم تا الآن، جاده جهنم هست، جاده سقوط هست، جاده نابودی هست، جاده آبروریزی هست، آن‌وقت از جاده نشان‌دادنِ قرآن، جاده نشان‌دادن انبیا، جاده نشان‌دادن ائمه لذت می‌برد.

 

برادران و خواهران! شما یک زحمت مختصر به خودتان بدهید و دو خطبه «نهج‌البلاغه»، دو نامه امیرالمؤمنین مثل عهدنامه مالک‌اشتر، کلمات قصار و حکمت‌های کوتاهِ یک خطی و نیم‌خطی امیرالمؤمنین را بخوانید. امیرالمؤمنین غیر از خطبه‌های «نهج‌البلاغه» فعلی و نامه‌ها، نُه برابر این «نهج‌البلاغه»، خطبه و نامه دارد و خوشبختانه چاپ هم شده هست که با «نهج‌البلاغه»، ده جلدِ پانصد‌صفحه‌ای می‌شود.

 

خدا بدون شناخت خودت شناخته نمی‌شود

 

حضرت علی(ع) پنج‌هزار صفحه راه را نشان داده هست، حجت تمام نیست؟ باز هم باید بنشینم و بگویم فدای تمدن؟ باید بنشینم بگویم اسلام دیگر کهنه شده و وقت این حرف‌ها نیست، جهانْ جهان زیردریایی و موشک و هواپیما و فضاپیما و رفتن به کُرات هست! اینها چه ربطی به راه و انسانیت و آدمیت دارد؟ شبانه‌روز پنج‌هزار هواپیما از همه کشورها در کره زمین روی هواست، این پنج‌هزارتا چه راهنمایی برای آدم‌شدن به ما می‌کند؟ اینها که دوتا موتور هست، چهارتا موتور هست، دو خلبان و کمک‌خلبان هست و جنازه‌ها را از آمریکا به اروپا می‌آورد، از اروپا به آسیا می‌آورد و از آسیا به آفریقا می‌برد؛ اینکه جنازه می‌گویم، چون خدا در قرآن، در سوره انفال می‌گوید: کل شما بدون من و پیغمبر مُرده هستید! «هستَجیبوا لِلَّهِ وَلِلرَّسولِ إِذا دَعاکُم لِما یُحییکُم»، من بدون خودم و پیغمبرم، همه شما را مُرده می‌بینم. مدام دهانت را پر نکن و بگو دانشگاه هاروارد، دانشگاه آکسفورد، دانشگاه فلان، اساتید، بزرگان، دانشمندان، متفکران! همه را خدا می‌گوید که میّت هستید.

 

هیچ مکتبی و هیچ مدرسه‌ای مانند اسلام به خودشناسی اصرار نکرده هست و چقدر زیباست که پیغمبر اسلام خودشناسی را به رب‌شناسی گره زده‌اند و می‌گویند خدا را می‌خواهی بشناسی؟ خدا بدون شناخت خودت شناخته نمی‌شود، این خیلی حرف هست! «من عرف نفسه»، کسی که خود را بشناسد، «فقد عرف ربه»، پروردگارش را می‌شناسد؛ اما اگر خودش را نشناسد، کور هست؛ حالا ده‌هزار بار هم درِ گوش او بگو خدا را ببین، می‌گوید: بابا! چرا به من اصرار می‌کنی؟ من کور هستم و عینک علمِ خودشناختن در چشم دل من نیست. این خیلی حرف هست که خداشناسی در اسلام به خودشناسی گره خورده هست. حافظ می‌گوید: کجا داری می‌روی، کجا می‌روی، آنچه که می‌خواهی، پیش خودت هست و جای دیگری نیست.

 

سال‌ها دلْ طلب جام جم از ما می‌کرد/ آنچه خود داشت، ز بیگانه تمنا می‌کرد

 

 خودم چه‌چیزی دارم؟ خودم و خدا را دارم، «وَ فِی أَنْفُسِکمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ»﴿الذاریات، ۲۱﴾، من در خود شما تجلی دارم، اما چشمتان باز نیست که من و خودتان را ببینید.

 

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

 

لنین بعد از فروپاشی شوروی گفت که مشکل ما فقط نداشتن خدا بود

 

به‌به! آنچه خود داشت، ز آمریکا و اروپا و دانشگاه‌های آنجا ز بیگانه تمنا می‌کرد! خودش دارد، اما گردنش را کج کرده و به آنها می‌گوید: جناب نیچه، جناب هگل، جناب کارل مارکس، جناب لنین، جناب استالین، آقای داروین، آقای فروید، آقای دورکاین، شما من را به خودم بشناسانید، شما به من راه زندگی بدهید. من همه کتاب‌های اینها را خوانده‌ام و چوب‌انداز حرف نمی‌زنم! شما راه زندگی را به من نشان بدهید. بدبخت‌ها خودشان یک عمر در ضلالت و حیرت و سرگردانی بودند و تا مرگشان هم راه را پیدا نکردند

 

چهار طایفه‌ای که خارج از آنها گمراهی هست

 

وقتی که شوروی داشت پانزده‌قسمت و تکه‌تکه می‌شد، لنین پشت تلویزیون مسکو آمد و گفت: مشکل ما که الآن قطعه‌قطعه شده‌ایم، فقط و فقط نداشتن خدا بود! همان‌جا من گفتم: قرآن! تو چه هستی؟ آیه را ببینید، حرف گورباچف هست و او عملاً دید که بشر تکه‌تکه شد، اما آیه را ببینید: «وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا اَلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکمْ»از راه من بیرون نروید! در هر راهی بروید، قطعه‌قطعه می‌شوید، تکه‌تکه می‌شوید و متفرق می‌شوید! لنین گفت: مشکل ما این بود که با خدا رابطه نداشتیم، مشکل ما این بود که از او جدا زیست کردیم.

 

این راه چه راهی هست که شبانه‌روز ده‌بار به ما واجب کرده که در نمازتان از من بخواهید: «اِهْدِنَا اَلصِّراطَ اَلْمُسْتَقِیمَ، صِراطَ اَلَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ غَیرِ اَلْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ وَ لاَ اَلضّالِّینَ»؛ راهی که راه کسانی بود که به آنها عنایت کردی، لطف کردی، انعام کردی که نه گمراه بودند و نه مورد خشم تو قرار گرفتند: «وَ مَنْ یطِعِ اَللّهَ وَ اَلرَّسُولَ فَأُولئِک مَعَ اَلَّذِینَ أَنْعَمَ اَللّهُ عَلَیهِمْ مِنَ اَلنَّبِیینَ وَ اَلصِّدِّیقِینَ وَ اَلشُّهَداءِ وَ اَلصّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِک رَفِیقاً».

 

خداوند متعال در این آیه شریفه می‌فرماید: چهار طایفه در این جاده من بودند: انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین؛ بیرون از این جاده گمراهی هست، سرگردانی هست، ناامنی باطن هست، حیرت هست، بیچارگی هست، پَستی هست، خواری هست، ذلت هست، رسیدن به بن‌بست هست و نهایتاً یا دیوانگی هست یا خودکشی و یا از فشار روحی سکته‌کردن هست.

 

حضرت نوح(ع) برای دعوت مردم به سوی خدا ۹۵۰‌سال زیر فشار شدید بود

 

حضرت نوح(ع) یک انسانی که در این جاده بود، ۹۵۰‌ سال زیر فشار شدید بود، در قرآن، سوره نوح هست که به پروردگار می‌گوید: «لَیلاً نَهاراً سِرّا جَهراً»، من این ۹۵۰ سال در شب برای هدایت بندگانت رفته‌ام، روز رفته‌ام، پنهان رفته‌ام، آشکار رفته‌ام، تنها جوابی که به من دادند، این بود که لباس‌های بلندشان را بلند می‌کردند و روی سر و صورتشان می‌انداختند که من را نبینند، انگشت‌هایشان را در گوششان می‌گذاشتند تا صدای من را نشنوند و گاهی هم بر سرش می‌ریختند و این‌قدر می‌زدند، خونین و مالین می‌کردند و از ضعف و ناتوانی روی زمین می‌افتاد. خدا به جبرئیل می‌گفت: برو و زیر بغل او را بگیر و بلند کن، به او تسلی و آرامش بده. بعد از ۹۵۰ سال هیچ سکته مغزی و قلبی نکرد، اما بیرون از این جاده می‌بینید که چه خبر هست؟ نمی‌بینید چه خبر هست؟

 

پریشب مرد و زن و بچه بی‌خبر از همه‌جا در یک قهوه‌خانه بزرگ رفتند تا یک چای بخورند، یک نسکافه بخورند، شش‌تا وارد شدند و شصت‌نفر را با رگبار تکه‌تکه کردند و ششصدنفر را هم لت‌وپار کردند و خندیدند؛ اما جاده الهی:

 

حضور در مسیر الهی به روش امام علی(ع)

 

میازار موری که دانه‌کش هست/ که جان دارد و جان شیرین خوش هست

 

فردوسی حکمت‌های جالبی دارد! من با فردوسی خیلی آشنا هستم، می‌دانید فردوسی مضمون این شعر را از کجا را گرفته هست؟ از «نهج‌البلاغه»، چون شیعه بود و چوب تشیع‌بودن خود را هم خورد. امیرالمؤمنین می‌گویند: والله قسم! اگر هفت آسمان را با هرچه در زیر آن هست، به من بدهند، هفت آسمان «بما تحت افلاکها» و هرچه در زیر آن هست، چقدر می‌شود؟ و بگویند: علی! در محضر به‌نام تو می‌کنیم، یک‌پوست جو دَمِ دهان یک‌مورچه هست و دارد در لانه‌اش می‌برد، این هفت آسمان و «بما تحت افلاکها» را بگیر و برو این پوست جو را از دهان مورچه بِکِش، والله! این معامله را نمی‌کنم؛ والله! این جاده الهی هست.

 

اگر خودم را نشناسم، خدا را نمی‌شناسم، جاده را نمی‌شناسم، وظایفم را نمی‌شناسم، مسئولیت‌هایم را نمی‌شناسم و نمی‌فهمم از کجا درآورم؟! نمی‌فهمم کجا خرج کنم؟! نمی‌فهمم اگر مرد هستم، با چه زنی ازدواج کنم و اگر زن هستم، حالی‌ا‌م نیست با چه مردی ازدواج بکنم؟! پیغمبر می‌گویند: نتیجه این ازدواج در این نفهمی‌ها، اگر این زن و شوهرها در آخرالزمان، مار و عقرب به‌جای اولاد بزایند، بهتر از زاییدن اولاد هست؛ چون نمی‌فهمند! فهم من در این حدّ هست که می‌گویم دختر را در پارک دیده‌ام، عجب زلفی! عجب قیافه‌ای! عجب آرایشی! مادر، پدر! یا این را برای من بگیرید یا اگر نگیرید، تا آخر عمر ازدواج نمی‌کنم؛ چون همه دنیا و دین و وجود من در این دختر هست. خب برو بگیر! می‌بینید که چه نسلی دارند بیرون می‌اندازند؟!

 

این‌همه که زیر سایه درخت‌ها می‌روی، یکبار هم زیر سایه وجود خودت بنشین و کِیف عالم را بکن، ببین خدا چه ساخته هست؟ ببین خدا چه‌کار کرده هست؟ ببین چه‌کسانی را برای تو فرستاده هست؟ ۱۲۴ هزار پیغمبر و دوازده امام را به‌ دنبال تو فرستاده هست: بروید دست بنده‌هایم را بگیرید و بیاورید که به من برسانید، چه لذتی دارد!

 

فارس

 

  • تاریخ : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

زمان پخش فصل ۳ سریال شهرزاد اعلام شد

در ادامه این مطلب از فارسی ها با اعلام زمان پخش فصل ۳ سریال شهرزاد در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

زمان پخش فصل 3 سریال شهرزاد اعلام شد 1 زمان پخش فصل 3 سریال شهرزاد اعلام شد

زمان پخش فصل ۳ سریال شهرزاد

پس از پایان فصل دوم سریال شهرزاد هرچند روند سریال با افت مواجه شد اما بسیاری از طرفداران منتظر اعلام زمان پخش فصل سوم این سریال بودند .

مهدی سلطانی بازیگر نقش آقا هاشم در سریال شهرزاد در صفحه اینستاگرامش زمان پخش فصل ۳ را اعلام کرد .

زمان پخش فصل 3 سریال شهرزاد اعلام شد 2 زمان پخش فصل 3 سریال شهرزاد اعلام شد

مهدی سلطانی نوشت :

فصل ۳ سریال شهرزاد در حال فیلمبرداری است .

اگر همه چیز مطابق برنامه پیش برود پخش فصل ۳ شهرزاد از اواسط زمستان ۱۳۹۶ آغاز می شود .

همچنین در فارسی ها بخوانید : علت بستری شدن ملکه رنجبر در بیمارستان

نوشته زمان پخش فصل ۳ سریال شهرزاد اعلام شد اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

علت بستری شدن ملکه رنجبر در بیمارستان

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها با گزارشی از علت بستری شدن ملکه رنجبر در بیمارستان در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

علت بستری شدن ملکه رنجبر در بیمارستان علت بستری شدن ملکه رنجبر در بیمارستان

علت بستری شدن ملکه رنجبر

ملکه رنجبر گوینده ، بازیگر سینما و تلویزیون ایران امروز به دلیل مشکل قلبی در بیمارستان بستری شد .

فریبرز ایروانی فرزند ملکه رنجبر اعلام کرد که مادرش امروز دوشنبه ۱۷ مهر ماه ۹۶ به علت مشکل قلبی در بیمارستان بستری شده است .

ملکه رنجبر به دلیل درد در قفسه سینه و کم نفسی به تشخیص پزشک معالج بصورت اورژانسی برای انجام آنژیوگرافی به بخش آنژیوگراف پست کد بیمارستان جم منتقل شد .

امیدواریم که حال بازیگر پیشکسوت کشورمان هر چه زودتر بهبود یابد .

همچنین در فارسی ها بخوانید : علت درگذشت حامد هاکان خواننده معروف

نوشته علت بستری شدن ملکه رنجبر در بیمارستان اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : مذهبی

سعید شمس کارشناس علوم قرآنی در گفت و گو با خبرنگار گروه فرهنگی خبرنامه پرتال مذهبی مهر نور، درباره پوشش مشکی در ماه محرم و حکم آن گفت: پوشیدن لباس مشکی حتی برای مراسم ختم کراهت دارد و این مسئله در آیات و روایات نیز آمده هست. کراهت به معنای گناه نیست. بلکه به این معناست که لباس سیاه نپوشیم بهتر هست؛ اما در یک جا حکم کراهت ندارد و توصیه ویژه نیز شده و آن عزاداری ابا عبدالله(ع) هست. چراکه لباس سیاه نشانه عزا و ماتم هست و اختصاص به دهه اول ندارد بلکه در کل محرم می توان مشکی پوشید و خوب هست. اگر کسی نمی خواهد همه ماه محرم را لباس مشکی بپوشد، می تواند دهه اول را بپوشد.البته الزامی در پوشیدن لباس مشکی برای ایام عزاداری سید الشهدا وجود ندارد اما پوشیدن لباس مشکی برای امام حسین(ع) بسیار ثواب دارد.

پیراهن مشکی در محرم

این کارشناس علوم قرآنی درباره پوشش مشکی و سلایقی که درباره آن میان عزادارن وجود دارد، اظهار کرد: محرم ایام سوگواری هست و می خواهیم نشان دهیم که سوگوار امام گرانقدر هستیم، این مساله مربوط به ماه صفر هم می شود اما محرم اولویت دارد.

شمس درباره منزلت سجده بر خاک کربلا تاکید کرد: بندگی ایشان متفاوت از همه بندگان هست و نهایت عبودیت و بندگی را انجام دادند و سر مبارک ایشان، اصحاب و اهل بیتشان در خاک کربلا بریده و در آن جا به خاک سپرده شده هست. سجده بر خاک کربلا که اعتقاد به آن وجود دارد، بر تمامی خاک ها ارجحیت دارد و با آن مهر ساخته و بر آن سجده می شود که از بزرگی و عظمت مولا حسین(ع) نشات می گیرد.

 پیراهن مشکی در محرم

وی خاطرنشان کرد: سجده بر خاک کربلا نهایت عبودیت و بندگی هست، بهترین سجده روی خاکی هست که نهایت بندگی و عبودیت را نشان داده باشد و اولویت بیشتری دارد و آن خاک تربت سیدالشهداست.

 

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۱۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : مذهبی

عاشورا صدای دُهلی بود که از ۵۰ سال قبلِ آن نواخته شده بود؛ عاشورا یک حادثه نیست، بلکه یک فرهنگ هست که در گذر زمان به‌ وجود آمده هست؛ بنابراین باید به جمله «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا و کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلاء» بهتر توجه شود، هر روز کربلا و عاشورا و هر سرزمین کربلاست.

به گفته مهر نور، هیچ روزی، روز عاشورا نمی‌شود و هیچ زمینی به منزله زمین کربلا نخواهد بود، شاید این جمله کنایه باشد از اینکه مصیبت‌های روز عاشورا همچنان ادامه دارد و مسلمانان همیشه باید به یاد آن باشند و برای حضرت سید الشهداء(ع) اظهار حزن و اندوه کنند.

واقعه عاشورا واقعه‌ای هست که سخن گفتن از آن مختص یک مکان و یا زمان خاصی نیست، بلکه طبق این جمله معروف باید گفت که «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا و کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلاء»

کربلا یک ظرفیت بزرگی برای شیعه هست تا شیعه همواره خودش را با کربلا محک بزند که اگر در کربلا بودم، چه کار می‌کردم و چه تصویر‌العملی انجام می‌دادم.

 پس از روی کار آمدن یزید، امام که او را نالایق می‌دانست تن به ذلت بیعت و سازش با او را نداد و برای افشای او، به فرمان خدا از مدینه به مکه و سپس به طرف کوفه و کربلا حرکت کردند و همراه با یاران خود با لب تشنه توسط دشمنان اسلام شهید شدند.

خداوند در تربت امام حسین (ع) شفا و در زیر قبه امام حسین(ع) استجابت دعا را قرار داده هست. پیامبر(ص) در وصف مقام  امام حسین (ع) فرمودند : احب اللّه مَن احب حسینا یعنی: “خداوند دوست می‌دارد کسی را که حسین(ع) را دوست بدارد. “

 پیامبر(ص) در حق او و برادر گرامی‌اش امام حسن(ع) فرمودند: “دو فرزند من حسن(ع) و حسین(ع) پیشوایان امت می‌باشند خواه زمام امور به دست بگیرند و یا نگیرند.

پس از شهادت امام حسن(ع) در سال ۵۰ هجری، امام حسین(ع) عهده‌دار امر امامت شد. معاویه پس از ۲۰ سال حکومت ظالمانه و قتل و کشتار شیعیان، به ویژه در سال ۶۰ هجری مُرد و بر خلاف قرارداد صلح با امام حسن(ع)، پسرش یزید را به جای خود قرار داد. یزید فردی فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود. او علناً مقدسات اسلامی را زیر پا می‌گذاشت و آشکارا شراب می‌خورد. امام حسین علیه السلام از همان آغاز کار با او به مخالفت برخاست .

یزید نامه‌ای به حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از امام حسین(ع) برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر نشد، او را به قتل برساند. امام حسین(ع) که حاضر به بیعت کردن با یزید نبود با خانواده خود از مدینه به مکه رفتند. در این هنگام مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده بودند نامه‌های زیادی برای امام حسین(ع) نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. امام حسین(ع) نیز مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه بن زیاد که از طرف یزید به حکومت کوفه گمارده شده بود و بسیار حیله‌گر و بی‌رحم بود، مردم کوفه فریب اقدامات او را خورده و پیمان شکنی کردند و مسلم را تنها گذاشتند.

در نتیجه عبیداللّه، مسلم بن عقیل را دستگیر و به شهادت رساند، هنگامی که در ابتدا مردم کوفه با مُسلم بیعت کردند، مسلم نامه‌ای به امام حسین(ع) نوشت و به ایشان اطلاع داد که به کوفه بیاید. امام حسین(ع) با خانواده و یاران خود به طرف کوفه حرکت کرد و در نزدیکی کوفه بود که خبر پیمان‌شکنی مردم کوفه و شهادت مُسلم را آوردند. عبیداللّه بن زیاد که با شهادت مسلم بر اوضاع کوفه تسلط پیدا کرده بود، حُر بن یزید ریاحی را برای زیر نظر گرفتن امام حسین(ع) و همراهانش فرستاد. و سپس عمر بن سعد را با ۳۰ هزار نفر به کربلا اعزام کرد. او به عمر بن سعد وعده داده بود که اگر امام حسین(ع) را به شهادت برساند، او را حاکم ری خواهد کرد.

عمر بن سعد که به طمع حکومت ری به کربلا آمده بود، از هیچ ستمی فروگذار نکرد. دستور داد امام حسین(ع) و یارانش را محاصره کنند و آب را بر روی آنان ببندند. یاران امام حسین(ع) که از شجاع‌ترین افراد بودند روز دهم محرم (عاشورا) در حالی که بیش از ۷۲ تن نبودند یکی پس از دیگری در دفاع از امام زمان خود یعنی امام حسین(ع) با عزت و آزادگی به شهادت رسیدند. حر بن یزید ریاحی نیز که ستمگری سپاه عمر سعد و حقانیت امام حسین (ع) را مشاهده کرد به سپاه امام پیوست و به شهادت رسید.

واقعه کربلا گرچه از نظر زمان کوتاه بود و تنها یک روز از صبح تا عصر به طول انجامید، اما لحظه‌لحظه آن درس شهامت و ایثار و فداکاری، ایمان و اعتقاد و اخلاص بود. واقعه کربلا دانشگاهی هست که از طفل شیرخوار تا پیرمرد محاسن سفیدش به بشریت درس آزادگی می‌آموزد. خون‌های مطهر امام حسین(ع) و یارانش به اسلام حیات تازه بخشید و زمینه سرنگون شدن دودمان فاسد اموی را فراهم آورد.

انتهای پیام